سید محمدپارسا سید محمدپارسا ، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره

فرشته آسمونی من خوش اومدی ...

یه روز پرکار

عزیزدل مامان سلام خوبی گلم؟ امروز خسته شدی؟ آخه مامان امروز حسابی خسته شد اول صبح رفتم کلاسهای آموزش بارداری.... بعدش رفتم پست که پایان نامه مو واسه داورها بفرستم. چون دیدم با پیشتاز دیر میرسه رفتم یه جا دیگه که تیپاکسش کنم اما اونجا هم گفتن چون آدرس شخصی نیست و آدرس دانشگاهه با پست بفرستی بهتره دوباره برگشتم پست و از اونجا پستشون کردم. مامانی دعا کن به موقع برسن دست داورها. انشالله راستی امروز موفق شدم کادوی روز مرد و تولد بابایی رو واسش بگیرم. البته تولد رو پیشاپیش بهش دادم چون سوم خرداد تولدشه.... ************************************************************* گلم الان دلم خیلی گرفته باباجون واسه چندروز اینجا پی...
29 ارديبهشت 1393

واسه دعاهایی که کردی ممنونم

سلام عزیزدل مامان خوبی گلم؟ اومدم دوتا خبر خوب بهت بدم.... خاله نرگس مرحله ی اول کنکورشو قبول شد قربونت برم خیلی ممنونم که واسش دعا کردی و خبر بعدی اینکه استاد مامانی قبول کرد که انشالله 7خرداد برم دفاع کنم و بعد از دفاع برم دنبال سابمیت مقاله. بازم خداروشکر ...... قربونت برم مرسی که واسه مامان دعا کردی تا کارهاش خوب پیش بره عزیزم الان 22 هفته و 3 روزته. تقریبا اوایل هفته ی پیش بود که بابایی تونست واسه اوین بار تکون شما رو حس کنه. اولش باورش نمیشد که این ضربه رو تو میزنی.... بعد که چندبار پشت سرهم واسش تکون خوردی بهش ثابت کردی که خودتی خیلی خوشحال شد امشب شب میلاد امام علی (ع) و روز پدره. عزیزم عیدت مبارک (...
22 ارديبهشت 1393

روز زن...

سلام مامانی صبحت بخیر امسال روز زن بابایی کربلا بود و پیشمون نبود ولی من و خاله نرگس دست بکار شدیم و یه کیک خوشمزه درست کردیم. اینم یه نمای دیگه اش : انشالله شما هم اومدی مامان واست از این کیکها درست میکنه دوست دارم ...
7 ارديبهشت 1393

نیمه ی راه و رفتیم..............خداروشکر

سلام مامانی بسلامتی و به لطف خدا 20 هفته شدیم...... هورا انشالله باقیشم به خوبی بگذرونیم...... عزیزم دیگه بزرگ شدی. هرکی مامان و می بینه، میفهمه که شما تو دلشی. حس تکون خوردنت چقدر شیرینه. هربار که تکون میخوری سعی میکنم واست صلوات بفرستم و سوره ی توحید و بخونم. خیلی لذت میبرم از ورجه وورجه هات ولی بابایی هنوز نتونسته تکونهاتو احساس کنه. انشالله بزرگتر که شدی تکونهات محکم تر میشه و بابایی هم حست میکنه. راستی بابایی چقدر خوشحال شد واسه حرفی که دکتر سونو زده بود. الان شما تو این مرحله اید: در این زمان از بارداری، اثر انگشتان دست و پاهای کودک که منحصر به فرد هستند نمایان می شوند. در این زمان کودک شما حدود ...
7 ارديبهشت 1393

سونوی آنومالی

سلام عزیزم خوبی مامانی؟ ظهرت بخیر دیروز دقیقا 19 هفته و 4 روزت بود و مامان رفت سونو تا شما رو ببینه. از قبلش یکم استرس داشتم و آیه الکرسی میخوندم تا اینکه نوبتم شد. روی تخت هم که دراز کشیده بودم دستمو گذاشته بودم روی شکمم و واست آیه الکرسی میخوندم. موقعی که دستیاردکتر پروب و گذاشت روی شکمم کلی ذوق داشتم که الان نینیمو توی مانیتور می بینم اما هرچی تلاش میکردم به جز سر کوچولوت چیزی رو نتونستم ببینم خیلی حالم گرفت. دستیاردکتر گفت همه چیز اوکیه و مشکلی نیست و سریع رفت تا دکتر هم ببینه. دکتر هم با حوصله همه چیز رو چک کرد ولی من دوست داشتم دست و پاتو ببینم تا اومدم با خودم کلنجار برم که به دکتر بگم نشونت بده یا نه یدفعه دکتر با یه ...
4 ارديبهشت 1393
1